الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

344

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

و عتب العاتب ، بدانيد اگر من دعوت شما را بپذيرم طبق آنچه مىدانم با شما رفتار مىكنم و به سخن اين و آن و سرزنش سرزنش كنندگان گوش فرا نخواهم داد ( بنا بر اين ، بيعت با من براى شما بسيار سنگين است اگر آمادگى نداريد به سراغ ديگرى برويد ) » . شاهد اين كه على ( ع ) افضليت را در امر خلافت لازم و واجب مىشمرد ، اين است كه در خطبهء ديگرى مىفرمايد : « ايّها النّاس انّ احقّ النّاس بهذا الامر اقواهم عليه و اعلمهم بامر اللّه فيه ، اى مردم شايسته‌ترين مردم براى امامت و خلافت نيرومندترين آنها نسبت به آن و آگاهترين مردم نسبت به اوامر الهى است » . « 1 » بنا بر اين مقايسهء كلام على ( ع ) با آنچه از ابو بكر نقل شده ، به اصطلاح قياس مع الفارق است زيرا هيچ شباهتى در ميان اين دو كلام نيست . اين سخن را با گفتار ديگرى كه « ابن ابى الحديد » در مقام توجيه كلام خليفهء اوّل آورده است پايان مىدهيم . او مىگويد : « آنهايى كه افضليت را در امامت شرط نمىدانند نه تنها در مورد اين روايت مشكلى ندارند بلكه آن را به كلى از دلايل اعتقاد خود مىشمرند كه خليفهء اول گفته است من به امامت انتخاب شده‌ام در حالى كه بهترين شما نيستم . و آنها كه روايت اقيلونى را پذيرفته‌اند گفته‌اند : اين سخن جدّى نبوده است و هدف اين بوده كه مردم را بيازمايد و ببيند تا چه اندازه با او موافق يا مخالف ، دوست يا دشمن هستند » . « 2 » سستى اين گونه توجيهات بر كسى پوشيده نيست چرا كه اعتراف هر كسى را بايد بر معنى واقعى آن حمل كرد و توجيه ، نياز به قرينهء روشنى دارد كه در اين جا وجود ندارد و به تعبيرى ديگر : اين اعتراف در هر محكمه‌اى به عنوان يك اعتراف واقعى پذيرفته مىشود و هيچ عذرى در مقابل آن پذيرفته نيست مگر اين كه با مدرك روشنى همراه باشد .

--> ( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 173 . ( 2 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 1 ، صفحهء 169 .